پ.ن:قدرت خدا
پ.ن بعدی:ماشالا هزار ماشالا از صدقه سره عمو جاسبی پا تو دراز می کنی می خوره به دکتر مهنس
پ.ن همینجوری:چون فرمه خیلی بزرگه و همه زندگی ما رو به هم ریخت مجبور شدم با استفاده از اختیارات خودم یه کم فشارش بدم....حالا اگه خوب نمی بینیش اینجا کلیک کن
نوشته شده توسط:... در ساعت :13:57
| لینک ثابت
کمربندت را محکم ببند
طوفانی در راه است.
پ.ن:برایت آرزوی خوش شانسی می کنم با نعل اسب و یا شبدری۴پر
نوشته شده توسط:... در ساعت :11:55
| لینک ثابت
ایشالا بری تو دستشویی....بعد کلی اهن و تولوپ....برای رد گم کنی
بخوای سیفون بکشی بعد بفهمی شیرش بستست
...بعد مجبور شی ۲ ساعت توی اون محیط مطبوع و دل انگیز صبر کنی تا مخزنش پر شه...در همون حال به زمین و زمان فحش بدی![]()
پ.ن: خوب مرض داری مردم آزار که شیر فلاشتانک
رو می بندی!!!!
اگه خواستی نفرین بدتری کنی اینجوری بگو:
ایشالا بری تو دستشویی عمومی...دوباره بعد کلی اهن و تولوپ...بیای شیر آب رو باز کنی تازه بفهمی...شیرش آب نداره![]()
بعدشم آشنا ماشنا اون دورو برا نباشه که ازش یاری سبز بخوای ![]()
![]()

WC رو داري
...اُپنه...اييييييي يييييييَه....پارتيشن بنديشم كردن...اييييييي يييييييَه![]()
![]()
نوشته شده توسط:... در ساعت :15:3
| لینک ثابت

.....کیک زرد که می گن همینه
؟؟؟؟بچه ها بودویین باهاش عکس بندازیم![]()
آقا من یه عکس تکی می خوام ها گفته باشم![]()
نوشته شده توسط:... در ساعت :12:18
| لینک ثابت
به جون خودم نمی دونم چی بنویسم
...یعنی یه جورایی موضوع کم آوردم...یعنی نه اینکه اعصابم آروم شده
...دیگه هراتفاقی نمی تونه برام دغدقه بشه و بیا مو اینجا درد و دل کنم
...البته فک کنم این یه حالت کاملآ زود گذره
...البته این بوق پشت خطی تلفن ..اونم درست وقتی با یه آدم مهم داری حرف می زنی...وتازه ۱ دقیقه هستش که شروع کردین به حرف زدن....وطرفی که پشت خطی اومده ول کن معامله نیست وووو کنه شده...و هی هر یه کلمه که حرف می زنی...کلمه بعدی توی اون صدای بوق کذایی گم می شه و هی مجبوری بگی...ببخشید می شه دوباره بگید
...یه نموره..یه نموره ها...باعث تشویش ذهنم شده...یعنی روی مغزم پیاده روی می کنه.....اینجوریه که منم مجبور می شم...هی به خواهرو مادرو پدرو برادر گرهامبل فحش بدم.
پ.ن: ای بر پدرو مادر هرچی آدم کنه نعلتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت![]()
پ.ن۲:می بینم که ضایع شدی..مگه من چیم از بقیه کمتره![]()
نوشته شده توسط:... در ساعت :19:13
| لینک ثابت
قدرت خدا....جیمی خوب جواب بده...الو ۱-۲-۳ آزمایش می کنیم..الووووووووووووووو
.....مشترک مورد نظربه علت نیمرو شدگی در دسترس نمی باشد....
نوشته شده توسط:... در ساعت :22:38
| لینک ثابت
اول از همه می خوام به شکلات فرانسوی جونم تبریک بگم..ایشالا امسال همینطوری که خوب شروع شده خوب و خوش هم تموم بشه برات...وبا نامزدجونت خوب و خوش باشی
....
دومم اینکه..یه سری اتفاقات یهویی برام افتاده که مجبورم کرده که به خودم قول بدم که کمتر بیام اینجا(البته شما جدی نگیرید...چون من روزی ۱۰۰ بار از این قول ها به خودم وخودش می دم اما کیه که عمل کنه؟)حالا می گم کمتر یعنی به جای اینکه هفته ای ۷ روز هر روز ۳بار بیام هفته ای ۲ بار میام...پس شما خودشو ناراحت نکن....
سومم اینکه اگه دعاتون می گیره به قول لیلون هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم...خلاصه هرگلی زدین به سرمداد جون خودتون زدین
چهارمم یه وقت هایی دیدی به هردری میزنی بستست...الان من اونجوری شدم....هرکاری می کنم نمی شه...فک کنم یکی طلسمم کرده...خلاصه وضع بدیه.
پنجمم خودتو به من چیکار داری؟؟؟دیگه اشکم هم خشک شده...آخه آدمم اینقدر پوست کلفت؟؟؟
نوبره والا
نوشته شده توسط:... در ساعت :12:55
| لینک ثابت
فرداسیزده به در است ولی ما سبزه نداریم
...یعنی داشتیم...اما طفلکی مرد
...حالا چی کارکنیم؟؟؟
یعنی سیزده به در بدون سبزه هم می شه؟؟؟

نوشته شده توسط:... در ساعت :23:35
| لینک ثابت
من نمی دونم چه اجباریه که آدم حتمآ بره مسافرت...۱۵۰۰-۶۰۰ کیلومتر بری...بعد برسی به یه جای بی آب و علف که هی فرت و فرت توش زلزله می شه...حالا بماند که تو راه چه همه بدبختی می کشی...یه دست شویی با خیال راحت نمی تونی بری....حموم هم که تعطیل می شه...تازه تو ماشین هم همه به علت تراکم آدم وعدم امکان تحرک زخم بستر می گیرن ....شب هم اگه خوش شانس باشی...باید توی یه اتاق توی یه مدرسه کپه لالا رو بزاری....وقتی هم که رسیدی بری همه پول هاتو خرج کنی و از این مغازه دربیای بری توی اون مغازه....آخر شب هم مثل یه جنازه ببرنت خونه....آخه یکی نیست بگه مگه تو مرض داری..بابا من به چه زبونی بگم من دیونه نیستم(می دونم که همه دیونه ها همین رو می گن
)یه مشت دیونه ریختم دورو برم...دست آخرم سیاه سوله برگردی خونه....بعدشم هی فکر کنی که تو مگه چی خریدی که اینهمه پول خرج کردی..اما هرچی بیشتر فکر می کنی کمتر نتیجه می گیری....به جون خودم این دیونگی محض..حالا بماند که پدر خانواده کلی کیف کردن از این سفر..کلی منظره دیدن..کلی جاهای تاریخی دیدن...وتازه دارن برنامه سفر بعدی رو می چینن....من که پشت دستم رو داغ می کنم...من دیگه از جام تکون نمی خورمممممممممممممممممممم..گفته باشم
نوشته شده توسط:... در ساعت :2:24
| لینک ثابت

اینا ۴ نوع از اون ۱۳ نوع شیرینی که پختم...خود خودم پختم ها....وای نمی دونی چه حالی می ده این شیرینی هارو قطار کنی رومیز...دستت رو بزنی زیر چونت...بهشون خیره بشی![]()
ولی خداییش دستم درد نکنه...مامانم رو بگو که چقدر پز می دهه به مهمون ها باشیرینی های من...از دیروز کلی خوشحاله...![]()
نوشته شده توسط:... در ساعت :16:23
| لینک ثابت


