تبليغاتX
خیال

خیال

یه ساعتی بود که این صفحه جلوم باز بود ...می خوام گرد گیری کنم اما حس و حالش نمی یاد خوب حق دارم آخه دیدین کسی نصف شب از تو رخت خواب یهو یادش بیفته که باید گرد گیری کنه؟

.یعنی از دست خودم شاکی هستم...یعنی خدای دوباره کاری خود خودمم. خدای پشیمونی

الان نمی دونم باید خوشحال باشم یا بد حال...اَه

!بهترین تفریح اینه که یقه بلوزتو بکشی جلو و کله تو بکونی تو یقت...وای که راز بقاست

.وقتی نصف شب پاشی گردگیری کنی تو هم مثل من چرت و پرت می گی...خودشو ناراحت نکن

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/17ساعت 3:57  توسط ...  | 

من خوشم

 
چی می شد شنبه شبا.... اگه می شد بشینم
چشم روی هم بذارم....خوابای خوب ببینم
چشامو که باز کردم
خودمو تو
جمعه بعدی ببینم
 
 
همه چی در حد عالی...
مرسی
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/15ساعت 17:32  توسط ...  | 

می شه؟ نمی شه؟

می شه؟

نمی شه؟

!..... تجربیات خوبی بدست آوردم....خوش گذشت...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/05ساعت 12:36  توسط ...  | 

 

....پول لازم شده ام به شدت

...آن هم یک پول گنده

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/06ساعت 17:10  توسط ...  | 

 

.اوضاع به شدت قمر در عقرب است

...اگر دیر بجنبم زیر آبم خورده است  اما اینجانب خوب می دانم چه بکنم

!نبض مَنیجر در همین دستان خوشگل خودم است

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/16ساعت 20:43  توسط ...  | 

 

خدایا آخه چرا به من این توان روندادی که وقتی ناراحتم یا دلم پر غصه هستش گریه کنم؟

آخه کی گفته من همیشه باید بخندم؟

...دلم می خواد زار بزنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/05ساعت 23:34  توسط ...  |